تبلیغات
تاریخ ،فرهنگ وتمدن ایل بزرگ بختیاری ... .الیگودرز

کلیپ های تصویری مراسم اولین سالگرد ستاره موسیقی بختیاری استاد بهمن علاءالدین قابلیت پخش در گوشیهای موبایل 


 

عکس از وبلاگ همدرنگhttp://www.homdorongeil.blogfa.com/

 

 

استاد بهمن علاالدین ستاره ای  درخشان وهمیشه جاویدان در تاریخ وفرهنگ وموسیقی بختیاری که هرگزخاموش  نمی شود  روحش  شاد ویادش گرامی باد  

گوگ تاراز بیو زنو بکش بال  در بده صدات زی مال به اومال

بنام یزدان پاک

مراسم گرامیداشت سالگرد استاد فقید و ستاره همیشه درخشان موسیقی کهن بختیاری هر سال برسر ارامگاه ان استاد گرانقدر در امامزاده  طاهر کرج  واقع در مهر شهر کرج و در  سالن اداره ارشاد کرج  شهید فلاح نزاد با حضور اساتید و هنرمندان موسیقی بختیاری ودلسوزان تاریخ وفرهنگ موسیقی بختیاری برگزار میگردد لذابرادران وخواهران باشرکت خود که هرساله درتاریخ 11  آبانماه  برگزار میگردد  میتوانیم با ارج نهادن به مقام والای ان استاد فقید و همچنین در راستای اعتلای تاریخ و فرهنگ بختیاری و زنده نگه داشتن فرهنگ و موسیقی بختیاری که همه مابه ان افتخار می نماییم وعشق می ورزیم گام بزرگ برداریم ضمنا از تمامی دست اندر کاران این مراسم که دوسال متوالی برگزار گردیده جناب آقای دکتر اردشیر صالح پور -جناب آقای خرسند  ریاست اداره ارشاد کرج  و  برادر عزیزمان آقای مسعود جمشیدی  ریاست اداره ارشاد اشتهارد کرج بختیاریهای خطه بختیاری نشین الیگودرز ودیگر عزیزان و دوستداران تاریخ و فرهنگ بختیاری تقدیر و تشکر مینمایم

با تشکر از طرف مدیرت وبلاگ  محسن جمشیدوند.....دوستدارتاریخ و فرهنگ کهن بختیاری 


مردم بختیاری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 

پرش به: ناوبری, جستجو

این مقاله در باره ایل بختیاری است. برای دیگر کاربردهای واژه «بختیاری» به بختیاری (ابهام‌زدائی) بروید.


برای نخستین بار حمدلله مستوفی در شمارش طوایف لر بزرگ از بختیاری نام برده‌است طایفه‌ای که ظاهراً بعدها قدرت و شوکت بیشتری یافته و سرانجام اکثر منطقه لر بزرگ با همان نام بختیاری شناخته شده‌است.

بختیاری نام یکی از قوم‌های بزرگ منتصب به لر ایران معروف به لر بزرگ است که در زمان حکومتهای ملوک الطوایفی اتابکان لر در محدودهء حکومتی آنان حضور داشته اند، از اینرو آنان را لر بختیاری نیز می نامند. ایشان در زاگرس میانی سکونت دارند . لر کوچک نیز تقریباً ساکنین لرستان و ایلام امروزی هستند. در دوره‌های هخامنشی تا ساسانی، لرستان بخشی از سرزمین بزرگ پارس بود. پس از اسلام و از زمان خلفای عباسی، لرستان فراتر از مرزهای كنونی (از همدان تا گلپایگان) با نام سرزمین وحکومت اتابکان لرستان تا مرز اتابکان فارس بصورت حکومتی خود مختار تا پنج قرن(ازسال 506 تا 1006 هجری قمری) اداره می‌شد که حاکمان این دوره با نام اتابکان لركوچك شناخته می‌شدند. خرم آباد مركز حكومت اتابكان لر كوچك و ایذه مالمیر مركز حكومت اتابكان لر بزرگ بوده است.

هر چند بنا بر مستندات مکتوب ادعا می شود که در روزگار صفوی نام بختیاری از واژهٔ بختیاروند که یکی از طایفه‌های مهم این منطقه بود بر روی لر بزرگ نهاده شد ولی با این حال منابع تاریخی در اوایل سدهٔ هشتم نام بختیاری را نیز متذکر شده‌اند.[۱] به نظر می رسد با چنین اختلافی می بایست با نظری عمیقتر، قوم شناسی ایران، بخصوص اقوام ایرانی قبل از اسلام را مورد بررسی قرار دهیم.

با توجه به فرضیهء تولد کوروش در انشان (ایذه مالمیر امروزی) و همچنین سنگ نوشته ای منتصب به وی که در شوش کشف گردیده، وی یادآوری می کند که قصد دارد بر سر راه خود از هگمتانه به شوشا با مردمان باختری دیدار نماید و از اوضاع آنان مطلع گردد. بنابر این منطقی به نظر می رسد که منطقه باختری ها فی مابین همدان و شوش امروزی باشد نه در باکتریا (افغانستان) و یا بین النهرین (عراق). ونیز حضور شهرستان پارسان (فارسان امروزی)و یا منطقهء ایزدجی (میزدج امروزی) و یا روستای پیل آباد (فیل آباد امروزی) که محل پرورش و نگهداری فیلهای جنگی بوده است حکایت از آن دارد که این منطقه بخشی از سرزمین پارس بنام پارس باختری می باشد، از اینرو می توان نتیجه گرفت که واژهء بختیاری همان تغییر یافتهء کلمهء باختری است و بختیاری ها نیز بازماندگان دودمان هخامنشی باشند. بنظر می رسد قوم بختیاری به لحاظ نژادی بازماندهء اقوام پارس و قوم لر (که ممکن است بر گرفته از نام لی لی بی ها دیگر قوم قدیمی ساکن در این منطقه باشد) بازماندهء سکا ها، دیگر قوم آرایایی منطقهء شمال ایران باشند. حضور طایفهء سکوند در لرستان دلیلی بر این مدعی است. رومن گیرشمن باستان‌شناس سرشناس فرانسوی می‌نویسد «من جای جای این سرزمین (بختیاری) پا نگذاشته‌ام مگر اینکه تمدن عیلامی را یافته‌ام».

در اوایل پادشاهی فتح‌علی‌شاه قاجار، بختیاری جزء خاک فارس بود و رود کارون جداکنندهٔ فارس و عراق عجم به‌شمار می‌آمد. از سال ۱۲۵۲ قمری بختیاری گاهی جزء فارس و گاهی جزء حکومت خوزستان بود.

بختیاری‌ها در طول تاریخ منطقه همواره حضور سیاسی، نظامی و اقتصادی موثری داشته‌اند، به‌ویژه حضور ایشان در انقلاب مشروطه بسیار برجستگی دارد. نخستین کسی که تلاش در مستند کردن تاریخ بختیاری‌ها کرد و در مورد آنان کتاب نوشت سردار اسعد بختیاری است که در کتاب تاریخ بختیاری به شمه‌ای از گذشته بختیاری‌ها و سایر لرها اشاره کرده‌است.

فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] زیستگاه

بختیاری‌ها در استان‌های چهارمحال و بختیاری و خوزستان و اصفهان و قسمتهایی از لرستان ساکن هستند.چهارمحال و بختیاری شامل محل‌های لار ، کیار ، میزدج ، گندمان و سرزمینهای بختیاری می باشد.

منطقه لار از طرفی شهر فرخشهر (قهوه رخ و یا در گویش محلی قفه رخ) تا روستای سودِجان (سودِگان) و از طرفی دیگر روستای مصطفی آباد تا روستای بارده را در بر می گیرد. (شهرهای فرخشهر،شهرکرد، سامان، بـِن، سورشجان، هفشجان و روستاهای مصطفی آباد، هارونی، سودِجان، پیربلوط، ارجنک، زانیون، چالشتر، هرچگان و بارده).

منطقه کیار (که از کوه کلار از ایل دورَکی گرفته شده) از طرفی روستای دهنو(بعد از دستگرد) تا روستای دستنا و از طرفی دیگر گهرو تا روستای بهرام آباد (بعد از روستای خراجی) را در بر می گیرد. (شهر شلمزار و روستاهای دهنو، دستگرد، دزک، سرتیش نیز، دستنا، گهرو، تیش نیز، شاپورآباد، قلعه تک، خراجی، بهرام آباد).

منطقه میزدج (ایزدجی) از طرفی روستای جونقان (گین ِکان) تا روستای باباحیدر و از طرفی دیگر بعد از روستای مصطفی آباد، تنگهء پردنجان (پردنگان) تا روستای گوشه را در بر می گیرد. (شهرستان فارسان، شهر جونقان و روستاهای راستآب، چلیچه، پردنگان، گوجان، ده چشمه، کُرون، چوغاهست، گوشه، باباحیدر، چوبین، فیل آباد، عیسی آباد).

منطقه گندمان از طرفی شهر فرادمبه تا روستای گِردِبیشه و از طرفی دیگر روستای قلعه ممی کاه تا نزدیک دهاقان اصفهان را در بر می گیرد. (شهرستان بروجن، شهرهای گندمان، فرادمبه و بلداجی و روستاهای قلعه ممی کاه، گردِبشه).

سرزمینهای بختیاری از طرفی شهر سمیرم در استان اصفهان تا شهر درود در استان لرستان و از طرفی دیگر از شهرستان رامهرمز در استان خوزستان تا شهر داران در استان اصفهان را در بر می گیرد. سرزمینهای بختیاری به دو بخش ییلاقی و قشلاقی تقسیم می شود. محل سکونت ییلاق و قشلاق ایل چهارلنگ به دو بخش تقسیم می گردد. بخش ییلاقی یکی در محدوده ء شهرستان فریدن تا شهرستان درود و دیگری از شهرستان سمیرم تا لردگان می باشد. بخش قشلاقی نیز یکی در محدوده ء شهرستان دزفول (که متعلق به ساکنین بخش فریدن و درود) و دیگری در محدوده ء شهرستانهای ایذه و رامهرمز (متعلق به ساکنین بخش سمیرم و لردگان) می باشد. مرکز منطقه ییلاق یکی آخوره (فریدون شهر امروزی) و دیگری سمیرم و مرکز منطقه قشلاق یکی ایذه و دیگری رامهرمز بوده است. خوانین ایل چهارلنگ در بخش ییلاقی در منطقه ء آخوره (فریدون شهر) و در بخش قشلاقی در محدوده ء ایذه بوده است.

محل سکونت ایل هفت لنگ در بخش ییلاقی در محدوده ء شورآب، تنگه گزی و دامنه های زرد کوه تا اَردَل به مرکزیت شهرستانهای کوهرنگ(چلگرد) و اردل و در بخش قشلاق در محدوده ء اندکا و مسجد سلیمان امروزی به مرکزیت اندکا می باشد. در تاریخ معاصر (دوران قاجار) خوانین ایل هفت لنگ بختیاری که از قدرت و شوکت بیشتری برخوردار شده بودند، در منطقه ء ییلاقی، چوغاخور و در منطقه ء قشلاقی، ایذه و قلعه تـُل را مقر حکومتی خود قرار داده بودند.

برای آشنایی بیستر با این قوم طوایف ایل بختیاری را مطالع فرمایید.


[ویرایش] ویژگی‌های فرهنگی

بختیاری همراه با سنت‌ها و شیوه‌های خاص زندگی، به تنهایی یکی از جاذبه‌های بی‌نظیر و چشم‌گیر منطقهٔ بختیاری است. زندگی ایلی با الگوی سکونت و آداب و رسوم ویژه، مورد علاقهٔ گردشگران داخلی و خارجی است. این جاذبه علاوه بر آن که بازدیدکنندگان عادی را به سوی خود جلب می‌کند، می‌تواند مورد توجه دانشجویان و دانش پژوهان علوم اجتماعی و انسانی قرار گیرد.

یکی از دیدنی‌های جالب توجه استان چهارمحال و بختیاری کوچ ایل بختیاری است. اگر چه در دهه‌های آغازین قرن حاضر گروه‌های بسیاری از ایل بختیاری نیز همانند سایر ایلات و عشایر ایران ” تخته قاپو“ (یکجانشین) شدند، اما هنوز هم بخشی از ایل، کوچ‌رو و متحرک است. کوچ‌روهای بختیاری، زمستان را در دشت‌های شرق خوزستان و تابستان را در بخش‌های غربی منطقه چهارمحال و بختیاری به سر می‌برند. آنها هر ساله از اواخر اردیبهشت ماه از پنج مسیر گوناگون همراه با مبارزه‌ای خستگی ناپذیر با سختی‌های طبیعت، ضمن عبور از رودخانه‌ها، دره‌ها و پشت سر گذاشتن بلندی‌های زرد کوه در مناطق معینی از دامنه‌های زاگرس پراکنده می‌شوند و قریب سه ماه در این منطقه می‌مانند و با چرای دام‌ها در مراتع سرسبز به رمه‌داری سرگرم می‌شوند. نحوه معیشت و زیست، الگوی سکونت و باورها، سنت‌ها و آداب و رسوم از جمله جاذبه‌های دیدنی این شیوه زندگی است. به مسیرهای کوچ در اصطلاح ایلراه می‌گویند که شامل ایل‌راه‌های دزپارت، تاراز، هزارچمه، کوه سفید و تنگ فاله است.

قالی‌ها و دست بافته‌های بختیاری در تمام جهان مشهور و بازار خوبی دارند. همچنین بختیاری سرزمین شیرهای سنگی است که نخستین بار توسط محسن فارسانی مورد مطالعه علمی قرار گرفتند. وی همچنین فیلم مستندی در باره شیرهای سنگی به نام «برد شیر» ساخته‌است. همچنین بایسته‌است در راستای حفظِ ضرب‌المثل‌های بختیاری نیز تلاش‌های سودمند بیشتری صورت گیرد تا این میراث تجربی گذشتگان نیز برای آیندگان برقرار ماند.

  • موسیقی آنان شامل سرنا و کرنا و کوس (طبل) و سازهای بادی کوچکتر از سرنا و کرنا است. (طایفه) توشمال که سرپرستی موسیقی را در ایل بر عهده دارند اکنون هم در مجالس عروسی هنرمندی خود را به نمایش می‌گذارند.

مراسم سوگواری

مراسم سوگواری در میان بختیاری‌ها اهمیت خاصی دارد و همراه با مراسم پرسوز و گدازی برگزار می‌شود که احتمالاً نشانه انس و الفت و همبستگی ژرفی است که میان آنها وجود دارد. این اهمیت هم در عزاداری‌های مذهبی و هم در عزاداری‌های خصوصی به بارزترین شکل مشهود است.

برگزاری مراسم عزاداری خانوادگی نیز جالب توجه‌است. در ایل بختیاری وقتی کسی فوت کند، ایل یکپارچه غرق غم و ماتم می‌شود و لحظه‌ای صاحب عزا را رها نمی‌کنند. چوقا از تن بیرون می‌کنند و لباس سیاه می‌پوشند. بعد از غسل متوفی، سید همراه ایل، سید پیر شاه یا سید امامزاده‌های اطراف مسیر و مکان کوچ و استقرار را خبر می‌کنند تا بر مرده نماز میت بگذارند و سپس مرده را به خاک می‌سپارند. خاک که گودی گور را پر کرد، مردها در فاصله دور می‌ایستند و زن‌های ایل به دور گور حلقه می‌زنند، گریه سر می‌دهند و همراه با مرثیه که گاگریو گفته می‌شود به شرح حال زندگی مرده می‌پردازند. در این هنگام تُشمال‌ها آهنگ غم انگیزی به نام چپی می‌نوازند. بعد از این مراسم خیرات شروع می‌شود. صاحب عزا چادر سیاهی بر پا می‌کند، مردم ایل تیره به تیره، طایفه به طایفه، برای دلداری صاحب عزا می‌آیند و سرباره می‌آورند. سرباره مخارج عزاداری صاحب عزا را کاهش می‌دهد. این مراسم تا یک سال به طول می‌انجامد، چرا که شاید تیره یا طایفه‌ای در مسافت‌های دور باشد و یا امکان حضور به موقع پیدا نکرده باشد.

وقتی کلانتر یا یکی از سرشناسان ایل بمیرد نیز مراسم خاصی انجام می‌شود. بدین ترتیب که زین و برگ اسب یا اسبانی را با پارچه سیاه می‌پوشانند و بر گردن اسب نیز پارچه‌های رنگین که یک سر آن بر زین و سر دیگرش روی پیشانی اسب است به بند دهنه می‌بندند، سپس اسب را در حالی که دهنه آن به دست یک نفر است در محوطه امامزاده می‌گردانند. این پارچه را «یال پوش» می‌گویند. چوقا و تفنگ متوفی را نیز روی اسب می‌بندند. بختیاری‌ها معمولاً بر سر مزار جوانان، پهلوانان و بزرگان خود شیر سنگی قرار می‌داده‌اند.

عزاداری برای ائمه‌اطهار به ویژه در ماه محرم همانند همهٔ نقاط ایران باشکوه برگزار می‌شود. شیوه اجرای مراسم تقریباً همانند سایر نقاط ایران است. دسته‌های زنجیرزنی، سینه‌زنی و حضور در مراسم مساجد و تکایا از جمله جلوه‌های برگزاری اینگونه مراسم است.

گویش بختیاری

گویش بختیاری یکی از گویش‌های لُری‌تبار یعنی از دسته جنوب باختری زبان‌های ایرانی است. گویش‌ها و زبان‌های لُری‌تبار عبارت‌اند از فیلی، لکی، بختیاری، لری جنوبی، و کومزاری.

همواره در زمانهای گذشته، دیوارهای بلند و دشوار گذر زاگرس مانع از نفوذ اقوام مهاجم به درون منطقهٔ بختیاری بوده‌است. بنابراین زبان ایل بختیاری تا قبل از گسترش رسانه‌های همگانی و مدارس ملی تقریباً دست‌نخورده و بکر مانده بود اما امروزه براثر آسانی ارتباط با شهر و پایتخت، گویش بختیاری نیز مانند لهجه‌ها و گویش‌های دیگر به سرعت در حال دگرگونی و نزدیک شدن به فارسی رایج است.

نسل امروز بختیاری (به‌ویژه ساکنین شهرها و اسکان‌یافتگان) در طول کم‌تر از نیم قرن نه تنها خیلی از اصطلاحات و واژه‌های پنجاه سال پیش بختیاری را استفاده نمی‌کنند؛ بلکه معنای آنها را نیز نمی‌دانند و یا فراموش کرده‌اند. گفته می‌شود در طی سال‌های گذشته که بختیاری‌ها بسوی شهرنشینی و پراکندگی رفته‌اند در حدود دوهزار واژه کهن از آنان نابود شده‌است.

گویش لری بختیاری به طور کلی به چهار دسته تقسیم می‌شود:

  • گویش بخش خاوری که تحت تأثیر لری کوه‌گیلویه واقع شده‌است.
  • گویش منطقه جنوبی که تحت تأثیر گویش طایفهٔ بهمئی بوده‌است.
  • گویش منطقه چهارلنگ.
  • گویش بخش میانی که هر دو گویش نسبتاً کمتر تحت تأثیر قرار گرفته‌اند؛ بر خلاف تصور افراد ناآشنا، گویش لُری بختیاری با گویش لری (خرم آبادی) تفاوت‌های بسیاری به‌ویژه از نظر تلفظ دارد. اما از نظر ادبیات و به ویژه ضرب المثل‌ها و زبانزدهای بومی بین تمام زبانهای لری اشتراکات زیادی وجود دارد

تن پوش بختیاری

 
تن پوش زنان بختیاری

پوشش زنان:

1. پوشش سر"لچک و می نا": لچک کلاهی است که زیر مینا استفاده و با انواع سکه‌های قدیمی، مروارید، سنگ و پولک تزیین می‌شود و انواع گوناگون دارد. سیخکی، ریالی، صدف، که رایج ترین آن ریالی می‌باشد که از سکه‌های قدیمی استفاده می‌شود.

2. می نا: روسری از جنس حریر و ابعاد بسیار زیاد به شکل مستطیل است که به‌صورت بسیار ویژه‌ای به سر می‌کنند. مینا را با سنجاق محکم توسط بندی از یک‌سوی لچک به‌سوی دیگر آن از پشت سرشان می‌آویزند که به آن سیزن گفته می‌شود و بعد موهای جلوی سر را تاب می‌دهند و از زیر لچک بیرون می‌آورند و در پشت مینا پنهان می‌کنند وآن موها را ترنه می‌نامند و با مهره‌هایی با رنگ‌های گوناگون آن را تزئین می‌کنند که جلوه‌ای خاص به زیبایی مینا می‌دهد.

3. تن‌پوش زنان بختیاری پیراهنی است به نام جومه یا جوه این پیراهن معمولاً دو چاک در اطراف کمر دارد و تا پایین کمر می‌رسد و زیر آن دامن بسیار پرچینی به نام شولارقری می‌پوشند که برای تهیه‌ آن گاه از ۸ تا ۱۰ متر پارچه استفاده می‌شود.

4. جلیقه (جلیزقه) روی پیراهن پوشیده می‌شود که از جنس مخمل است. همچنین زنان بازوبندی (بازی‌بند) نیز بدست می‌کنند که با مهره‌های رنگی و سنگ تزیین می‌شود. البته استفاده از آن خیلی عام نیست و بیشتر در عروسی پوشیده می‌شود.

5. پوشش پایین تنه از شلواری معمولی و گیوه استفاده می‌شود.

رنگ لباس زنان بختیاری الهام‌ گرفته از طبیعت است. زنان و دختران جوان در رخت‌های خود از رنگ‌های روشن استفاده می‌کنند و رنگ لباس خانم‌های مسن به دلیل احترام به سن و سال آن‌ها تیره‌است.

پوشش مردان:

1. سرپوش مردان بختیاری کلاهی نمدی است به رنگ‌های مشکی، قهوه‌ای روشن و تیره و سفید که به آن کلاه خسروی هم گفته می‌شود. در ابتدا خوانین کلاه سفید رنگ خسروی بسر می گذاشتند اما بعد از اینکه رضا شاه آنان را تخت قاپو کرد آنان را نیز از پشیدن لباس بختیاری نیز منع کرد، به همین دلیل به مرور زمان کلاه سفید جای خود را به کلاه سیاه مردم عادی داد. امروزه دیگر کودکان کلاه سفید خسروی بسر می گذارند. کلاه خسروی همانطور که از نامش پیداست، طرحش از کلاه خسروان، پادشاهان ساسانی است که این خود نشان دهندهء قدمت تاریخی فرنگ منطقه می باشد.

2. در ابتدا مردان بختیاری بالاپوشی به نام قـَبا داشتند که از کنار چاک داشت و هینطور از آستینهای فراخی برخوردار بود، اما بعد منع لباس توسط رضاشاه، بالا پوشی بنام چوقا که راعیت آنرا می‌پوشید متداول شد که دست باف زنان عشایر است. چوقا از پشم بز به دو رنگ سیاه و سفید تهیه می‌شود و خاصیت ضد باران دارد، گرما را در زمستان نگه‌می‌دارد و در تابستان رطوبت و خنکی را حفظ می‌کند. نقش‌های چوقا، ستون‌هایی کوتاه و بلند هستند و طرح این ستون‌ها رااز ساختمان‌های دوره هخامنشی می‌دانند. قبا برگرفته از طراحی اشکانی است.

3. برای پوشش پایین تنه از شلواری به رنگ مشکی استفاده می‌گردد که شلواری گشاد و بسیار آزاد است. در این سالهای اخیر به دلیل استفاده از محصولات پارچه ای کارخانه دبیت منچستر انگلستان به آن شلوار دبیت نیز گفته می شود. پوشش پا گیوه‌است که در تابستان رطوبت و خنکی را حفظ می‌کند و در زمستان گرما را نگه می‌دارد. از مجسمه برنزی شاهزاده پارسی که در بختیاری کشف گردیده، چنین بنظر می رسد که این شلوار نیز از البسهء دوران اشکانی می باشد.


[ویرایش] منابع


شنبه 26 اردیبهشت 1388

لباس وپوشش مردان وزنان بختیاری

   نوشته شده توسط: محسن جمشیدوند.بختیاری    

لباس بختیاری

لچــك

زنان بختیاری كلاهی بر سر دارند كه آن را لچك می گویند( در برخی گویش ها مانند گویش میوندی آن كلچه نامیده می شود ) . روی لچك منجوق دوزی شده است و دو بند از كنار گوش ها وجود دارد كه برای ثابت نگه داشتن لچك روی سر كاربرد دارد . در قدیم زنانی كه از خانواده های غنی تر بودند جلوی كلچه را سكه دوزی می كردند كه جلوه زیبایی به لچك می داد و این نوع ، به لچك ریالی معروف بود.

روی لچك مینا انداخته می شود كه روی شانه ها و سرتاسر پشت را می پوشاند و دو گوشه آن زیر گلو سنجاق می شود . البته قسمتی از لچك كه منجوق دوزی شده از زیر مینا مشخص است . مینا غالبا از جنس توری است و حدود سه تا چهار متر می باشد.معمولا در هنگام كار و یا عزا دستمالی چهار گوش تیره رنگ به نام كلوت روی مینا می بندند. نحوه بستن كلوت به این نحو است كه دو گوشه آن را تا می كنند تا به صورت نواری پهن در آید . قسمت پهن نوار را روی پیشانی می بندند و دو گوشه آن را در پشت سر گره می زنند و آویزان می كنند.

آرایش موها در زیر لچك و بستن مینا به نحوی خاص صورت می گیرد . برای این كار ابتدا موها را از وسط فرق باز می كنند و یك فرق دیگر نیز از روی یك گوش تا گوش دیگر یعنی موهای سر عملا چهار قسمت می شود . دو قسمت پشت سر را جدا گانه می بافند و تبدیل به دو گیسو می كنند . بعضی از زنها به ابتكار خود در انها این گیسوها را به هم وصل می كنند.

پس از بافت گیسوهای لچك را روی سر می گذارند و دو بند آن را زیر گلو گره می زنند. دو قسمتی از موها كه در جلوی سر قار می گیرد از زیر لچگ بیرون می آید به این موها ترنه می گویند ، هر كدام از ترنه ها را به تنهایی می تابند و نوك آن را زیر بند لچك قرار می دهند بعد از این كار نوبت به بستن مینا می رسد.

یك گوشه مینا را درست روی لچك ، بالای گوش راست قرار می دهند و سنجاق می كنند. ادامه مینا را یك دور و نیم دور گردی صورت می چرخانند یعنی از روی سر رد كرده و زیر چانه و باز رد می كنند تا به گوش چپ برسد و بالای گوش چپ سنجاق می كنند. دو مرتبه آن را در جهت عكس چرخانده و رها می كنند. قسمت الاس نمای لچك از زیر مینا بیرون می ماند. پس از بستن مینا دو قسمتاز گیسوی ترنه در دو طرف صورت روی گونه های نمایان است .

معمولا یكی از زیورآلتی كه به لچك و مینا افزوده می شود سیزن بن می باشد سیزن بن زنجیری نقره ای است كه به آن سكه هایی وصل كرده اند و جلوه ای زیبا دارد . دو سر سیزن بن را به بالای دو گوش روی مینا و لچك نصب می كنند و از پشت سر می آویزند .

 

در عكس زیر سیزن بن هایی را كه دو فرد كناری دخترك پشت مینای خود آویزان كرده اند به خوبی مشاهده می شود ( البته سیزن بنی نیز به مینا دخترك آویزان است كه اشتباها در جلوی مینا قرار گرفته است

 

 

 


 

شلوار دبیت

 

مردان بختیاری معمولا شلواری مشكی رنگ به پا دارند كه به شلوار دبیت معروف است . خصوصیت بارز و متمایز كننده این شلوار دمپای بسیار گشاد آن است به طوریكه جلوه ویژه ای به این لباس می دهد ؛ عرض دمپای این شلوار معمولا بالای پنجاه سانتی متر می باشد .

پوشیدن شلوار دبیت با كت نیز مرسوم است . معمولا اگر شلوار دبیت را با كت بپوشند ، یك دوال ( كمر بند ) چرمی كه پهنای بالای هفت سانتی متر و چفت رزه ای (سگكی) ساده دار ، را محكم  به كمر شلوار می بندند و اگر شلوار دبیت را همراه چوقا به تن كنند . دوالی چرمی با پهنای كم بر روی كمر شلوار آویزان می كنند. بختیاری ها در انتخاب دوال حساسیت خاصی دارند،  از دوالی چرمی معروف به چرم بلغار بسیار تعریف می كنند و این چرم را بسیار می پسندند.

آنگونه كه مشخص است به دلیل دست و پا گیر بودن شلوار دبیت ، این شلوار نمی توانسته شلواری مناسب برای كوهستان های بختیاری باشد و به احتمال زیاد در قدیم همانگونه كه امروزه مرسوم است ، مردان بختیاری در هنگام كار از شلواری مناسب تر استفاده می كردند ؛ البته برخی از مردان هنگام كار و یا كوهپیمایی دو طرف شلوار را بالا می آورند و در زیر كش كمر قرار می دهند ؛ كه با این كار دمپای شلوار از زیر دست و پا جمع می شود .

برای دوخت شلوار دبیت دسته كم نیاز به دو و نیم متر پارچه مشكی اعلا می باشد .بهترین و مرغوب ترین پارچه دبیت به دبیت حاجی علی اكبری شهرت دارد ؛ مرغوبیت این پارچه به خاطر رنگ ثابت و نرمی آن می باشد . اما در سالهای اخیر نوع بدل این پارچه وارد بازار شده كه مارك همان پارچه اصلی را دارد اما پس از چند بار شستن ، رنگ آن به زردی می گراید .

دوخت این شلوار آنچنان مشكل نمی باشد . معمولا كمر شلوار را با سه كش می دورند تا جلوه ای بهتر داشته باشد ، اما طریقه دیگری برای دوخت كمر شلوار دبیت وجود دارد كه به كمر چین معروف است . در این طرز دوخت ، خیاط با مهارت خاصی كمر شلوار را دوخت می زند به طوری كه دیگر نیازی به كش كمر نیست و كمر شلوار با چفت باز و بسته می شود . شلوار دبیت یك جیب بیشتر ندارد . این جیب در سمت راست قرار می گیرد و با یك زیپ و یا چند چفت بسته می شود .

 


 

چوقا

چوقا بالاپوشی است سفید رنگ ، با خطوط راه راه سیاه ،  بدون آستین و جلو باز كه مردان بختیاری بر تن می كنند. قد آن تا بالای زانو می رسد و معمولا در زیر آن پیراهن آستین دار می پوشند. در مورد خطوط چوقا گفته می شود كه از روی مقبر كورش تقلید شده است . خطوط چوقا به طوری است كه خط های سفید نماد سپنتا مینو ( فرشته نیك ) از پایین به بالا می آیند و خطوط سیاه نماد انگره مینو ( اهریمن ) از بالا به پایین می آیند و بیانگر پیروزی های نهایی خوبی ها بر بدی هاست.

در شمال شرقی دزفول دهی به نام لیوس وجود دارد كه سابقا در آنجا چوقایی بافته می شد كه به چوقای لیوسی معروف بود و نمونه پنبه ای آن را برزگرها و كارگرهای بختیاری بر تن می كردند. در حدود هشتاد سال پیش یك نمونه خوب و ریز بافت پشمی از چوقا را زنی از اهالی لیوس برای سالار شجاع كه ایلخان چهارلنگ و از خوانین محمد صالح و پسر عموی علیمردان خان بوده است می بافد و هدیه می فرستد كه از آن پس به چوقای سالاری شهرت یافت و سایر خوانین و اعیان بختیاری نیز بر تن كردند . در حال حاضر نیز چوقای كیارثی بفت ( بافت طایفه كیان ارثی ) به دلیل زیبایی ، كیفیت بالا و وزن بسیار سبك ( وزن آن كمتر از یك و نیم كیاو گرم می باشد ) مقبولیت خوبی دارد و در بین بختیاری ها معروف است.

ریسیدن پشمی كه می خواهند از آن چوقا درست كنند بسیار مشكل است. از بین كلی پشم اعلاء ترین ، نرم ترین و لطیف ترین الیاف آن را انتخاب می كنند و به دقت با صابون می شویند . زنانی كه قصد ریسیدن الیاف چوقا را دارند ، ناخن شصت دست چپشان را مدتی بلند می كذارند . سوراخ كوچكی در ناخن بلند شده ایجاد كرده و پشم را از آن عبور می دهند و به شكاف یك دوك كوچك متصل می كنند . پشم در حد سوراخ ناخن از آن عبور كرده و با حركت دورانی دوك تبدیل به نخ نازك و یكنواختی می گردد. برای پود چوقا همیشه از این نوع خامه استفاده می كنند. و در بعضی موارد تار آن را از پنبه می گیرند.

چوقا نوعی ساده بفت است و برای بافت آن از دار خوابیده استفاده می كنند . تكنیك بافت آن نیز همان تكنیك گلیم بافی است منتها خیلی ریز بافت است و تار و پود نازك دارد

 

  با تقدیر و تشکر از اقای احسان کریمی وبلاگ مهد انزان بختیاری...   از طرف مدیر  وبلاگ

 

 

 

 

 


سه شنبه 22 اردیبهشت 1388

شناخت ساختار ایل بزرگ بختیاری

   نوشته شده توسط: محسن جمشیدوند.بختیاری    

 

عشایر غیور

ساختار ایلی دربختیاری :تصویر اصلی را ببینید

ایل بخیتاری به دو دسته بزرگ هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم می گردد که محلیان هرکدام را خود "ایل" می نامندی

اگر هر کدام از اینها را ایل جداگانه ای بدانیم هر کدام از آنها به چند طایفه بزرگ تقسیم می گردند و سپس هر طایفه

خود به تیره های متعدد، هر تیره به چند "تش " و هر تش به چند "کربو" و هر کربو به چند خانوار تقسیم می گردد.

 

ایل – طایفه(باب)  – تیره – تش – کربو (اولاد) – خانوار

 

 

واحد مسکونی خانوار عشایری سیاه چادر و چند خانوار که در کنار هم در سیاه چادرها زندگی می کنند یک

مال رو تشکیل می دهند، سیاه چادرها رو بهون نیر می نامند

در گذشته بختیاری چهارلنگ به پنچ طایفه بزرگ و امروزه آنها رو به چهار طایفه بزرگ تقسیم نموده اند

ولی تقسیم بندی در مورد هفت لنگ حداقل در سالهای اخیر ثابت و آنها رو به چهار باب تقسیم نموده اند.

و طایفه رو معادل باب در نظر گرفته بودندطایفه هفت لنگ بختیاری مشتمل بر چهار طایفه بزرگ ، دورکی

دینارانی ، بابادی ، و بختیاروند (بهداروند) می باشد.

باب پسوندی است که مفهوم پیوستگی و همبستگی طایفه ها رو می رساند و یاد آور دورانی است که

 

قدرت مرکزی ضعیف و قدرتهای محلی نیرومند بوده اند سرزمین بختیاری که توسط کوهها و رودهای

 متعددی به مناطق کوچکتری تقسیم می شوند.

تش :

درطوایف مختلف بختیاری هر تیره به چند تش تقسیم می گردد. تش واحدی است ذهنی چون در یک لحظه

زمانی شاخه های مختلف آن که به اولاد شهرت دارند قابل رویت نیستند سرپرستی هر تش را فرد کاردان و فعال

و سروزبان داری از همان تش بعهده دارد که به ریش سفید مشهور است معمولا ریش سفیدان افراد پخته و کاردانی

هستند که از طرفی رتق و فتق امور اجتماعی تش بعهده آنهاست واز طرف دیگر رابطی هستند بین کدخدایان و کلانتران و اجرای امور سیاسی تش .خانوارهای یک تش همه باهم خویشاوند نزدیک و دارای نیای مشترک

نیز می باشند .

اولاد :

در تقسیمات سنتی در عشایر بختیاری هر تش به چند اولادتقسیم می گردد که بدان "کربو" (پسروپدر)

نیز می نامند هر اولاد از حدود دهها خانوار تشکیل می گردد و بطور متوسط هر خانواری داری یک بهون

(سیاه چادر) است که واحد مسکونی عشایر بحساب می آید.هر اولادی دارای ریش سفیدی است که از بین

مردان کاردان همان اولاد می باشد.در جوامع سنتی ایلی معمولا تمامی ساکنین دهی از یک اولاد می باشند

و امکان دارد عده ای بعنوان "وابسته" در کنار آنها با اجازه آنها و برای آنها فعالیت نموده و سالها زندگی

وابسته خود را ادامه دهند.

 

مال :

 از نظر ساخت سنتی اولاد آخرین رده تقسیم ایلی در عشایر بختیاری است که اجزاء آن به خانوار میرسد

 

 

 

گردآوری از کتاب عشایر مرکزی ایران تالیف دکتر جواد صفی نژاد

نوشته شده توسط پوراندخت در 23:41 |  

 

تقسیم بندی ایل بختیاری از نظر طایفه

ایل شامل :

 

۱- شاخه           - شاخه

۲- باب              - باب  

 ۳- طایفه             - طایفه

۴- تیره              - تیره

۵- تش               - تش

۶- اولاد              - اولاد

۷- کربو              - کربو

 

تاریخ قوم بختیاری

تاریخ بختیاری به قرن چهاردهم میلادی و دورهً زمامداری 200 ساله خوانین دورکی بر می گردد. هیچ تاریخ نگار حیات اجتماعی اقوام ایرانی  نمی تواند اهمیت ایل بختیاری و انسجام و پیوستگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آنها را نادیده گیرد. ( به نقل از: خوانین و شاهان، فیلم مستند تحلیلی دربارهً بختیاریها، ساخته آر. گارت وایت ). آنچه در پی می آید بر گفته از کتاب " مورگان شوستر " است که از بختیاریها به عنوان مردمانی که برای احیاء مشروطیت جنگیدند یاد می کند:  " .... سفارت روسیه دوباره مداخله کرد و با ارسال پیام تهدید آمیزی به سپهدار، در واقع از او خواست که از پیشروی به طرف تهران خودداری کند.  در 16 ژوئن ( 26 خرداد )، 8 هزار نفر از مردان مسلح بختیاری روانه تهران شدند و پس از آن که با مشروطه خواهان در قزوین هماهنگ شدند، علیرغم تلاش های همه جانبهً سفرای روس و انگلیس برای جلوگیری از عزیمت آنها به سوی تهران، عازم پایتخت شدند. در دوم تیرماه قوای بختیاری به قم در 120 کیلومتری جنوب تهران رسیدند. سردار اسعد، سرکرده ایل بختیاری به تهدیدات روسها و یا انگلیسیها وقعی نگذاشت و ضمن اعلام این که شاه باید به خواسته های او رسیدگی کند به پیشروی خود ادامه داد. روسها برای ترساندن انقلابیون مشروطه خواه دستور سازماندهی قوای نظامی اضطراری خود مستقر در باکو را صادر کردند تا به منطقهً شمال ایران اعزام شوند. نیروهای شاه در این هنگام به 5000 نفر در پادگان سلطنت آباد و 1350 نفر در قشون قزاق محدود می شد. 800 نفر از قزاقها تحت فرماندهی سرگرد لیاخوف روسی در تهران مستقر بودند که از این تعداد 500 نفر در شمال و 300 نفر در جنوب تهران مستقر بودند و خود را آماده مقابله با قوای بختیاری می کردند. روز 13 تیر قوای دولتی مستقر در کرج تا شاه آباد در 16 کیلومتری تهران عقب نشینی کردند و روز بعد درگیری نسبتاً شدیدی بین آنها و ملیون در گرفت. قزاقهای ایرانی به فرماندهی سروان زاپولسکی به همراه درجه داران روسی به مصاف مشروطه خواهان رفتند و یک افسر ایرانی خود را از دست دادند، و سه نفر دیگر کشته و 3 نفر زخمی شدند. مشروطه طلبان نیز 13 نفر تلفات دادند. روسیه در این زمان قوای خود را از باکو به طرف ایران گسیل کرده بود. در روز 17 تیر، سه هزار نفر از آنها وارد خاک ایران شده بودند و در 30 تیرماه به قزوین رسیدند و به رهبران مشروطه خواه هشدار دادند در صورت ادامهً پیشروی به سوی تهران با نیروهای خارجی متشکل از روسها و انگلیسیها روبرو خواهند شد. تلاشهای دیگری هم برای ایجاد ترس و ارعاب در میان ملیون صورت گرفت که به هیچ وجه کارساز نیفتاد.  در روز 19 تیر نزاعی بین قشون قزاق و مردان مسلح بختیاری در منطقه

"بادامک" در 30 کیلومتری تهران رخ داد که چندان مهم و سرنوشت ساز نبود ولی بدنبال تداوم همین درگیری در روز 22 تیر ( 13 جولای ) بخشی از نیروهای ملی توانستند با اغفال قشون قزاق و نیروهای مسلح دولتی از خط دفاعی آنها بگذرند و در ساعت 6:30 صبح وارد پایتخت شوند. ملیون از نظر فرماندهی این عملیات خود را مدیون "اپریم خان" ارمنی میدانستند. در تمام روز درگیریهای خیابانی در تهران ادامه یافت. مردم با روی باز به استقبال قوای ملیون رفتند و روز 22 تیر را به عنوان روز رهایی خود جشن گرفتند. فردای آن روز سرگرد لیاخوف، فرمانده قشون قزاقها که نیروهایش در پادگان محاصره شده بودند طی پیامی به سپهدار، فرمانده قوای ملیون، شروط تسلیم قوای خود را اعلام کرد. ملیون در این مدت با نهایت خویشتن داری با نیروهای تحت محاصره عمل کردند. در روز 24 تیر، کل پایتخت به استثنای منطقهً مرکزی شهر در تصرف کامل مشروطه خواهان قرار گرفت. روز 25 تیر که فرا رسید محمد علی شاه با شمار انبوهی از محافظان و سربازان و خدمه خود به سفارت روسیه واقع در زرگنده پناهنده شد و از سلطنت کناره گیری کرد. شاه پیشتر موافقت وزیر مختار روسیه را در این زمینه جلب کرده بود. به محض اینکه محمدعلی شاه در سفارت روسیه جای داده شد پرچم های انگلیس و روسیه به صورت همزمان بر فراز ساختمان برافراشته شد. در همین حال، سرگرد لیاخوف، پس از تسلیم شدن خود و سربازانش پذیرفت از آن پس تحت فرماندهی قوای مشروطه خواهان وزارت جنگ دولت انقلابی عمل کند. در ساعات پایانی شب در کاخ بهارستان جلسه ای تشکیل شد و محمدعلی شاه به طور رسمی از سلطنت خلع و احمدمیرزا، فرزند 12 ساله اش به جای وی بر تخت نشست و مقرر شد عضدالملک، بزرگ خاندان قاجار، مدتی نیابت سلطنت را عهده دار شود. بنابراین در 25 تیر سال 1288، گویی حلقهً مفقوده در ایجاد نظام مشروطه در ایران پیدا شد و نیروهای مردمی با شجاعت و میهن پرستی و دلاوری توانستند در کوتاه مدت حکومتی را بر سر کار آورند که نماینده و معرف آنها باشد.

در ریشه یابی پیشینهً بختیاریها و مردمان ساکن زاگرس مرکزی با مشکلا تی چون نبود منابع نوشتاری کافی مواجه می شویم که امکان فهم و دریافت ما را از آنچه در یک هزار سال در این منطقهً مرتفع گشته کم می کند. بنابراین مجبور شده ایم برای پی بردن به هویت بختیاریها، و این که کجا و به چه شیوه ای زندگی می کنند و اصالتاً از کجا آمده اند به منابع و مراجع مختلف رجوع کنیم. در چنین پژوهشی به علوم و دانش هایی چون زبان شناسی، باستان شناسی، اساطیر و سایر ساخه های دانش و معرفت انسان نیازمندیم تا به کمک آنها کلید فهم تاریخ ایل بختیاری را بدست آوریم. در کتب و اسناد تاریخ باستان، به جز مواردی زودگذر، اشارات چندانی به ایل بختیاری نشده است. از قرن هیجدهم میلادی و به طور مشخص تر قرن نوزدهم به بعد است که در سفرنامه های اروپائیان و خاطرات ماًموران دولتی اعزامی به مناطق بختیاری نشین اطلاعاتی دربارهً آنها منتشر شد که تا حدودی فقر علمی و اطلاعاتی ما را نسبت به ایل بختیاری ،هر چند با مایه هایی از احساسات و رمانیسم، از بین برد.

"بختیار" در واژه به معنای کسی است که بخت و اقبال با او یار و همراه شده است. این واژه در دوران صفویه ( 880 - 1101 خورشیدی) به کسانی اطلا ق می شد که از مرتعی به مرتع دیگر کوچ می کردند. این احتمال هم ممکن است صادق باشد که در آن هنگام به رهبر یا سرکرده ای که او را " بخت یار" می دانستند اطلا ق شده باشد و به تدریج افراد گروه یا دسته ی او را "بختیاری" خوانده باشند. در مورد اصل و نصب بختیاری ها از سوریه و شامات وارد ایران شده اند. این نظریه با اشاراتی که در کتاب " تاریخ گزیده" به آن شده تا حدی اعتبار تاریخی دارد. ازدواج های بین قومی ترکان و ترکانی که از سوریه و شامات آمده بودند تا در این منطقه ساکن شوند صورت گرفته است ولی ایلات " لر" ریشه و منشاء خود را در دوره های باستانی می جویند. طبق افسانه دیگر بختیاریها از تبار کسانی هستند که در زمان ضحاک از ترس این که کشته شوند و مغز سرشان به مارهایی که بر دوش او روییده بودند داده شود، به این منطقه مهاجرت کردند. سرگذشت ضحاک و کاوه و باقی قضایا در شاهنامه فردوسی آورده شده است.

 

هویت

ایل بختیاری، که شمارشان به بیش از 800 هزار نفر می رسد، در منطقه ای به مساحت 67 هزار کیلومتر مربع در ناحیهً مرکزی ایران که رشته کوه بـز خود را از زاگرس در آن واقع شده زندگی می کنند.  اگر چه تنها یک سوم از بختیاریها کوچ نشین اند ( و بقیه مراتع مناطق عمدتاً به صورت جوامع استقرار یافته به کشاورزی مشغولند ) آنچه به عنوان فرهنگ قوم بختیاری شناخته می شود بیشتر در میان چادرنشینان بختیاری کوهستانی دیده می شود تا بقیه آنها.  اینان که از طریق تولید گوشت و محصولات لبنی زندگی می کنند، سالا نه پس از پایان فصل تابستان رمه های گاو و گوسفند و اطراف اصفهان، به طرف دامنه ها و جلگه های کم ارتفاع در استان خوزستان حرکت می دهند تا زمستان سرد را در مراتع و چراگاه های این منطقه بسر برند.  کوچ سالا نهً قوم بختیاری یکی از جالبترین و پیچیده ترین نمونه ها در میان ایلات و اقوام کوچ نشین در سراسر جهان است.  از آنجایی که بختیاریها در جریان کوچ باید از ارتفاعاتی که گاه بلندی آن به 3 هزار متر و بیشتر هم می رسد بگذرند، و باید زمان کوچ خود را با نهایت دقت انجام دهند تا مبادا در طول راه دچار برف زودرس، سیلاب رودخانه های کوهستانی و نبود چراگاه و مراتع شوند. سابق بر این در جریان کوچ تلفات زیادی بر انسان و دام وارد می شد.  در سال های اخیر با اقدام دولت در ایجاد پل، هموار کردن مسیر کوچ ایل و ساختن مراکز تغذیه دام در طی مسیر، شمار تلفات جانی و مالی به شدت کاهش یافته است.  بختیاریها به گویش لری تکلم می کنند و شیعه مذهبند.  از نظر سیاسی، در زمان شاه سابق، رئیس ایل از طرف وی منصوب می شد و بختیاریها همه تحت امر او بودند.  این پست و مقام امروزه دیگر وجود ندارد.  یکپارچگی ایل بختیاری تحت ریاست یک فرد در 2 قرن اخیر بسیار کارساز بود به طوری که این ایل نقش بسیار مهمی در جریانات تاریخ معاصر کشور و بویژه طی انقلاب مشروطیت ایفا کرد.  امروزه، اما، بسیاری از مردمان بختیاری از شیوه سنتی زندگی خود دست کشیده اند و برای استخدام در شرکت نفت ایران و سایر موًسسات و ادارات دولتی به شهرنشینی روی آورده اند.

بختیار سرزمین افسانه ای ایران و دارای فلکلور بسیار غنی است.  بختیاری بزرگترین و اصیل ترین قوم در میان اقوام متعدد ایران زمین به شمار می آیند.  بختیاریها از نظر نژادی جزو تباره لرها هستند و گویش آنها نیز از قدیمی ترین و شناخته شده ترین گویش های زبان فارسی است. کوچ سالانه ایل بختیاری از مراتع و چراگاه های مناطق سردسیر استان چهار محال و بختیاری به طرف نواحی  جنوب کشور یعنی،  استان خوزستان بین 4 تا 6 هفته به طول می انجامد. این کوچ جابجایی جمعیتی بسیار گسترده و مثال زدنی از مقاومت زن، مرد، پیر و جوان به همراه هزاران راًس دام است که از 5 مسیر مختلف، سخت ترین و صعب العبورترین مناطق کوهستانی را پشت سر می گذارند تا به مراتع و چراگاه های جدید برسند. بختیاریها به دو گروه اصلی تقسیم می شوند :  هفت لنگ و چهار لنگ.  در میان این دو گروه هم تقسیم بندی های بسیار بیشتری وجود دارد. آمار دقیق تعداد بختیاریها مشخص نیست. طبق یک برآورد 450 هزار نفر بختیاری در کشور زندگی می کنند.  نیمی از آنها کوچ نشین اند و بقیه به صورت استقرار یافته به کشاورزی مشغولند. روستای کاریاک، واقع در 120 کیلومتری جنوب اصفهان، که در آن رودخانهً کرشان، از ریزآبه های کارون، جاری است دو استان کهکیلویه و بویراحمد را از همدیگر جدا می سازد.

باتشکر از اقای اخسان کریمی  مدیر وبلاگ انزان مهد بختیاری